تاریخ انتشار: ۲۱:۱۵ - ۰۸ اسفند ۱۴۰۴
در رویداد۲۴ بخوانید:

ترور افغان‌ها کف خیابان‌های تهران| چرا ایران میدان تسویه‌حساب طالبان شده است؟

در سه ماه اخیر دو مقام حکومت سابق افغانستان در تهران ترور شدند. تداوم این وضعیت چه پیامی درباره وضعیت مهاجرات افغان در ایران می‌دهد. وضعیتی که دیگر یک پرونده جنایی نیستف مساله اعتبار حاکمیتی است.

ترور افغان‌ها کف خیابان‌های تهران| چرا ایران میدان تسویه‌حساب طالبان شده است؟

رویداد۲۴| در روز‌های اخیر منابع خبری افغان گفته‌اند که «کریم الدین رضازاده» نماینده سابق مجلس افغانستان، در ایران هدف گلوله قرار گرفت.

پایگاه خبری آمو در اینباره گزارش داده است که مهاجمان ناشناس سوار بر موتورسیکلت به سمت رضازاده تیراندازی کرده و از محل متواری شده‌اند. این حمله روز سه‌شنبه، ۲۴ فوریه رخ داد. منابع افزودند که دو گلوله به آقای رضازاده اصابت کرده و وضعیت او وخیم گزارش شده است. او در یکی از بیمارستان‌های ایران تحت درمان قرار دارد.مقامات ایران تاکنون به طور رسمی درباره این تیراندازی اظهار نظری نکرده‌اند.


بیشتر بخوانید:

این حمله باعث واکنش عطا محمد نور، والی سابق بلخ، شد که از طالبان خواست از مسیری که او آن را "خشونت، جنایت و خونریزی" توصیف کرد، دست بردارند.اگرچه نور مستقیما طالبان را به انجام این حمله متهم نکرد، اما هشداری تند صادر کرد. او در پستی در ایکس خطاب به طالبان نوشت: ما را به جنگ، مبارزه و خونریزی دعوت یا مجبور نکنید. از خشونت دوری کنید و کشور را بیش از این به سمت درگیری و بحران سوق ندهید. افغانستان بیش از هر زمان دیگری به خردورزی، خویشتن‌داری و پایان دادن به خونریزی نیاز دارد.

این حمله تنها چند ماه بعد از ترور مقام پلیس سابق افغانستان در تهران صورت گرفته است. یازدهم دی ماه سال جاری نیز اکرام‌الدین سریع، فرمانده پیشین پلیس ولایت تخار در دولت سابق افغانستان بود و بر اساس این گزارش‌ها، وی پس از خروج از محل کار خود در خیابان ولیعصر تهران هدف حمله مسلحانه قرار گرفت.

اگرچه مقامات رسمی ایران تاکنون درباره ارتباط احتمالی این دو پرونده اظهار نظر صریحی نکرده‌اند، اما همزمانی و شباهت الگوی حملات – هدف قرار دادن چهره‌های وابسته به حکومت پیشین افغانستان – گمانه‌زنی‌ها را تقویت کرده است.

الگوی نگران‌کننده تدام ترورهای افغانی در تهران

پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، بسیاری از مقامات نظامی، امنیتی و سیاسی دولت پیشین افغانستان کشور را ترک کردند. بخشی از این افراد به کشور‌های اروپایی رفتند، اما گروهی نیز ایران را به عنوان مقصد موقت یا محل اقامت برگزیدند؛ کشوری که به دلیل همجواری جغرافیایی، اشتراکات فرهنگی و حضور گسترده مهاجران افغان، انتخابی طبیعی به نظر می‌رسید.

با این حال، وقوع چند حمله هدفمند در خاک ایران این نگرانی را ایجاد کرده که رقابت‌ها و انتقام‌های سیاسی افغانستان به خارج از مرز‌های آن کشور کشیده شده است. اگر فرضیه «تسویه‌حساب سیاسی» درست باشد، ایران ناخواسته به بستری برای ادامه منازعات قدرت در کابل تبدیل شده است. چنین روندی دو پیامد جدی دارد: نخست، تهدید امنیت داخلی؛ و دوم، پیچیده‌تر شدن مناسبات تهران با حاکمان فعلی کابل.

ایران میدان منازعه های تروریستی افغان ها شده است؟

ایران طی سال‌های اخیر تلاش کرده رابطه‌ای عمل‌گرایانه با حکومت جدید افغانستان برقرار کند. تعامل با طالبان در حوزه‌های مرزی، آب، تجارت و امنیت از جمله اولویت‌های تهران بوده است. اما در عین حال، ایران میزبان میلیون‌ها مهاجر افغان است که در میان آنان طیفی از مخالفان و منتقدان طالبان نیز حضور دارند.

اگر این تصور شکل بگیرد که مخالفان سیاسی طالبان در ایران هدف تهدید یا حمله قرار می‌گیرند، چند سناریو محتمل خواهد بود: یا شبکه‌هایی مستقل و فراملی در حال اجرای عملیات هستند، یا ساختار‌های امنیتی طالبان به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم در حال پیگیری مخالفان خود در خارج از کشورند. هر دو سناریو برای امنیت ملی ایران نگران‌کننده است.

در صورت صحت سناریوی دوم، مسئله تنها یک پرونده جنایی نخواهد بود، بلکه به سطحی از چالش دیپلماتیک و امنیتی میان دو کشور ارتقا می‌یابد. ایران به‌عنوان میزبان، مسئولیت حفاظت از جان پناهجویان و مهاجران را بر عهده دارد و تکرار چنین رخداد‌هایی می‌تواند این تصویر را مخدوش کند.

جامعه مهاجران افغان در ایران متکثر است؛ از کارگران فصلی تا نخبگان سیاسی و دانشگاهی. ناامن شدن فضا برای چهره‌های سیاسی ممکن است باعث شکل‌گیری هراس گسترده‌تری در میان مهاجران شود. این هراس می‌تواند به بی‌اعتمادی نسبت به نهاد‌های امنیتی و حتی افزایش تمایل به مهاجرت مجدد به کشور‌های دیگر بینجامد.

از سوی دیگر، حضور هرگونه شبکه مسلح یا عملیاتی خارجی در خاک ایران – حتی در مقیاس محدود – تهدیدی برای حاکمیت و اقتدار امنیتی کشور محسوب می‌شود. تجربه دیگر کشور‌ها نشان داده که تبدیل شدن به میدان رقابت نیرو‌های سیاسی تبعیدی، می‌تواند به تدریج دامنه درگیری‌ها را گسترش دهد.

در چنین شرایطی، شفاف‌سازی درباره ماهیت این حملات اهمیت ویژه‌ای دارد. افکار عمومی، به‌ویژه در میان جامعه افغان‌های مقیم ایران، نیازمند پاسخ روشن است: آیا این حوادث صرفاً جرایم فردی بوده‌اند یا بخشی از روندی سازمان‌یافته؟

اگر روندی هدفمند در کار باشد، دستگاه‌های امنیتی ایران ناگزیر خواهند بود راهبردی فعال برای پیشگیری از تکرار آن تدوین کنند؛ از تقویت حفاظت از چهره‌های در معرض خطر گرفته تا رصد شبکه‌های احتمالی فراملی.

تکرار حملات به چهره‌های وابسته به حکومت پیشین افغانستان در ایران، صرفاً یک مسئله جنایی پراکنده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از احتمال انتقال کشمکش‌های سیاسی افغانستان به خاک کشور‌های همسایه است. اگر این روند تثبیت شود، ایران با سه چالش همزمان روبه‌رو خواهد شد: آسیب به امنیت داخلی، فشار دیپلماتیک در روابط با کابل و خدشه به تصویر خود به‌عنوان میزبان امن مهاجران.

ایران طی چهار دهه گذشته یکی از اصلی‌ترین مقاصد مهاجران افغان بوده و همواره کوشیده نقش میانجی و بازیگر باثبات منطقه‌ای را ایفا کند. تبدیل شدن به میدان تسویه‌حساب سیاسی، با این جایگاه در تضاد است. حتی اگر اثبات شود که این حملات ریشه در اختلافات شخصی یا باندی دارد، تکرار آنها در میان طیف مشخصی از افراد، زمینه‌ساز روایت‌های سیاسی خطرناک خواهد شد.

از منظر راهبردی، تهران ناچار است مرزی روشن میان تعامل دیپلماتیک با حاکمان فعلی کابل و تضمین امنیت مخالفان سیاسی آنان در خاک خود ترسیم کند. در غیر این صورت، هر حادثه جدید می‌تواند به گمانه‌زنی‌های گسترده‌تری دامن بزند و ایران را ناخواسته در مرکز منازعه‌ای قرار دهد که اساساً به درون افغانستان تعلق دارد.این وضعیت دیگر فقط مسئله یک پرونده جنایی نیست؛ مسئله اعتبار حاکمیت است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما