طبـیبیان: اداره کشور بدون نفت ممکن است؛ اما بدون عقلانیت نه
رویداد۲۴| تشدید تحریمهای نفتی و پایدارتر شدن محاصره دریایی، بار دیگر بحث اداره کشور بدون درآمدهای نفتی را به یکی از محورهای جدی سیاستگذاری اقتصادی تبدیل کرده است؛ سیاستی که از برنامه اول توسعه در دستور کار قرار گرفت، اما هیچگاه بهطور کامل اجرا نشد. اکنون در شرایطی که فشارهای بینالمللی بر اقتصاد ایران افزایش یافته، این پرسش مطرح است که آیا دولت چهاردهم میتواند وابستگی بودجه به نفت را بهطور کامل کنار بگذارد؟
محمد طبیبیان، اقتصاددان، در گفتوگو با روزنامه اعتماد معتقد است اداره کشور بدون نفت امکانپذیر است، اما پیششرط آن تغییر در شیوه حکمرانی و تصمیمگیری اقتصادی است. او با تأکید بر ضرورت استفاده از دانش علمی و نیروهای متخصص، میگوید مشکل اصلی اقتصاد ایران نه فقدان منابع نفتی، بلکه ضعف عقلانیت در سیاستگذاری است.
طبیبیان در عین حال، ادعای بهبود وضعیت اقتصادی کشور را رد میکند و با اشاره به افزایش تورم، کاهش تولید ملی و فشار معیشتی بر مردم، شرایط کنونی را نامطلوب میداند. او معتقد است تمام مسئولیت مشکلات اقتصادی متوجه مسعود پزشکیان نیست، اما نمیتوان با اظهارنظرهای خوشبینانه، واقعیتهای اقتصادی را نادیده گرفت.
اقتصاد ایران بدون نفت؛ مسئله منابع نیست، مسئله عقلانیت است
این اقتصاددان در پاسخ به این پرسش که آیا اداره کشور بدون درآمدهای نفتی در شرایط کنونی امکانپذیر است، میگوید: «بله، میشود مملکت را بدون نفت اداره کرد، اما بدون عقل نمیشود.»
او با اشاره به تجربه کشورهای موفق در توسعه اقتصادی، ژاپن، کره جنوبی، ویتنام، سنگاپور و مالزی را از جمله کشورهایی میداند که میتوان تجربه آنها را بررسی کرد. به گفته طبیبیان، چین نیز در مسیر توسعه اقتصادی خود از الگوی اقتصاد آزاد مبتنی بر صادرات استفاده کرده و نمیتوان موفقیت آن را صرفا به وجود منابع طبیعی نسبت داد.
طبیبیان تأکید میکند مسئله اصلی ایران این نیست که آیا بدون نفت میتوان اقتصاد را اداره کرد یا خیر، بلکه موضوع برخورداری از عقلانیت و توانایی لازم برای اداره جامعه، سیاست و اقتصاد است.
او در توضیح منظور خود از عقلانیت، استفاده از علم روز در حوزههای مختلف از جمله سیاست، دیپلماسی و اقتصاد را ضروری میداند و با انتقاد از شیوههای رایج سیاستگذاری در ایران، میگوید: «ما ایرانیان در طول تاریخ با نوعی «فقر معرفتی» مواجه بودهایم. به این معنا که نتوانستهایم مسائل خود را بهدرستی تعریف کنیم، برای آنها راهحلهای مناسب بیابیم، راهحلها را به مرحله اجرا برسانیم، اشتباهات خود را تشخیص داده اصلاح کنیم و سیاستهای موفق را گسترش دهیم.»
«خردستیزی» چگونه به سیاستگذاری اقتصادی ایران رسید؟
طبیبیان معتقد است ضعف سنتهای فکری و نظری در حوزه حکمرانی و اندیشه اجتماعی و اقتصادی، یکی از ریشههای مشکلات کنونی ایران است. به گفته او، در ایران اندیشهای که بتواند مبانی اداره کشور، سازماندهی اقتصاد و مدیریت جامعه را بهصورت علمی و منسجم تبیین کند، به اندازه کافی شکل نگرفته است.
این اقتصاددان با انتقاد از سیاستگذاریهای اقتصادی، استفاده از شعارها و اظهارنظرهای احساسی را برای حل مشکلات کشور ناکافی میداند و تأکید میکند: «نمیتوان با حرفهای انشاواره و غلوآمیز زدن، شعار دادن و اظهارنظرهای احساسی، مشکلات اقتصادی را حل کرد.»
او با اشاره به تجربه کشورهای موفق، میگوید این کشورها برای توسعه اقتصادی، نیروهای متخصص و آموزشدیده تربیت کردهاند و در بخشهای مختلف اقتصاد از دانش کارشناسی بهره گرفتهاند.
طبیبیان در ادامه، با انتقاد از آنچه فرهنگ رایج «خرد ستیزی» در ایران میخواند، معتقد است اقتصاد مانند هر علم دیگری، عقلانیت سازمانیافته و ساختارمند دارد و بر اساس اصول علمی پیش میرود.
او با اشاره به برخی قوانین اقتصادی کشور، قانون عملیات بانکی بدون ربا را نمونهای از قانونگذاری مغایر با اصول علم اقتصاد میداند و میگوید سیاستگذاری اقتصادی باید بر پایه اصول علمی و سازوکارهای واقعی اقتصاد انجام شود، نه با تغییر عناوین و صورتبندیهای قانونی.
اقتصاددانانی که به جای نقد، سیاستهای دولت را توجیه میکنند
یکی از محورهای مهم این گفتوگو، انتقاد طبیبیان از نحوه استفاده دولتها از ظرفیت کارشناسی اقتصاددانان است. او معتقد است در سالهای اخیر، سیاستگذاران به جای بهرهگیری از دانش معتبر اقتصادی، تلاش کردهاند برای سیاستهای از پیش تعیینشده خود توجیه کارشناسی ایجاد کنند.
طبیبیان در این باره میگوید: «در واقع یک عده اقتصاددان درست کردهاند که حرفهایی را که میخواهند، بشنوند، مطرح کنند و تأیید بگیرند و پیرامون آن تبلیغ و مثلا جوسازی کنند.»
او با تأکید بر اینکه ایران از ظرفیت کارشناسی و علمی لازم برای اصلاح سیاستهای اقتصادی برخوردار است، مشکل اصلی را نه فقدان متخصص، بلکه نحوه استفاده از این ظرفیتها میداند.
به گفته طبیبیان، در دورههایی از دولتهای پس از انقلاب، از جمله در دولتهای هاشمی و خاتمی، دیدگاههای کارشناسی تا حدودی مورد توجه قرار میگرفت، اما پس از دوره ریاستجمهوری محمود احمدینژاد، فضای کمتری برای حضور اقتصاددانان فراهم شد.
او با اشاره به پیامدهای سیاستگذاریهای غیرعلمی، معتقد است این مسئله تنها به اقتصاد محدود نیست و در سیاست داخلی، دیپلماسی و موضوع جنگ نیز تصمیمگیری خارج از چارچوب عقلانیت علمی، نتایج نامطلوبی به دنبال خواهد داشت.
طبیبیان: وضعیت اقتصادی بهتر نشده است
این اقتصاددان در بخش دیگری از گفتوگو، ادعای بهبود شرایط اقتصادی کشور را رد میکند. او با اشاره به شاخصهای کلان اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم، میگوید: «تورم همچنان بالاتر از سال گذشته است و تولید ملی نیز در مسیر تنزل قرار دارد؛ البته تمام مسوولیت مشکلات اقتصادی متوجه دکتر پزشکیان نیست ولی نمیتوان مدعی شد، شرایط اقتصادی بهتر شده است.»
طبیبیان اظهارنظرهای خوشبینانه درباره وضعیت اقتصاد را با واقعیتهای زندگی روزمره مردم ناسازگار میداند و با اشاره به تجربه شخصی خود از افزایش قیمتها، میگوید: «من چند روز پیش برای ماشینم دو حلقه لاستیک خریدم. پولی که برای این دو لاستیک پرداخت کردم، دو برابر پولی بود که چند سال پیش برای خرید کل خودرو داده بودم.»
او با اشاره به عبور نرخ دلار از ۲۷۰ هزار تومان و افزایش برآوردها از خط فقر، تأکید میکند که فشار اقتصادی بر خانوارها بهطور جدی افزایش یافته است.
طبیبیان در همین زمینه میگوید: «امروز اگر یک استاد دانشگاه ۷۰ میلیون تومان ماهانه حقوق بگیرد؛ بر اساس استاندارد بینالمللی زیر خط فقر است.»
او همچنین با اشاره به افزایش قیمتها، افزایش بیکاری و کسادی کسبوکارها، معتقد است نمیتوان با اظهارنظرهای خوشبینانه، واقعیتهای اقتصادی کشور را نادیده گرفت.
دولت پزشکیان برای حذف نفت به یک تیم متخصص نیاز دارد
طبیبیان در پاسخ به این پرسش که آیا دولت چهاردهم میتواند سیاست اداره کشور بدون نفت را آغاز کند، مسعود پزشکیان را فردی شریف توصیف میکند، اما تأکید دارد که اداره کشور به توانایی یک فرد محدود نمیشود.
او در این باره میگوید: «مسعود پزشکیان انسان شریفی است. اما اداره کشور به توانایی یک فرد محدود نمیشود و برای پیشبرد برنامههای اقتصادی، باید یک مجموعه منسجم و هماهنگ، یک تیم توانمند، هماهنگ و سازگار، در چارچوب دولت شکل بگیرد.»
این اقتصاددان با اشاره به تجربه دولت هاشمی رفسنجانی، شکلگیری یک تیم تکنوکرات برای اداره امور اجرایی کشور را یکی از ویژگیهای مهم آن دوره میداند.
به گفته طبیبیان، هاشمی رفسنجانی مسئولیت سیاسی را از اداره تخصصی امور اجرایی تفکیک کرده بود؛ رویکردی که به اعتقاد او، میتواند برای دولت چهاردهم نیز راهگشا باشد.
طبیبیان در توضیح این تجربه میگوید: «آقای هاشمی میگفت من یک تیم تکنوکرات انتخاب میکنم و کار سیاست با خودم است. کار دولت باید تکنوکراسی باشد.»
او تأکید میکند اداره اقتصاد ایران، چه در شرایط برخورداری از درآمدهای نفتی و چه در شرایط فقدان این درآمدها، به یک نظام تصمیمگیری عقلانی و یک تیم اجرایی متخصص نیاز دارد.
از نگاه این اقتصاددان، حذف نفت از بودجه کشور بهخودیخود نه یک رؤیای دستنیافتنی است و نه راهحلی مستقل برای مشکلات اقتصادی. مسئله اصلی آن است که دولت بتواند با تکیه بر دانش معتبر اقتصادی، نیروی متخصص و اصلاح شیوه تصمیمگیری، از وابستگی به درآمدهای نفتی عبور کند؛ مسیری که بدون تغییر در بنیانهای حکمرانی اقتصادی، نمیتواند به نتیجه مطلوب برسد.