تاریخ انتشار: ۱۳:۱۵ - ۰۵ مهر ۱۴۰۵
رویداد۲۴ گزارش می‌دهد؛

فرود دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی که از قبل ترک خورده بود | بررسی هزاران توییت با محتوای خشم و ناامیدی و به صدا درآمدن زنگ خطر

یک عدد در بازار ارز، هزاران روایت در شبکه‌های اجتماعی ساخت. دلار ۲۰۰ هزار تومانی برای کاربران ایکس فقط قیمت یک اسکناس نبود؛ نمادی از نگرانی درباره آینده، هزینه‌های زندگی و کاهش اعتماد بود. بررسی این واکنش‌ها در کنار یک پیمایش ملی نشان می‌دهد چرا باید نگران آینده افزایش قیمت دلار بود.

فرود دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی که از قبل ترک خورده بود | بررسی هزاران توییت با محتوای خشم و ناامیدی و به صدا درآمدن زنگ خطر

رویداد۲۴ | محمد تقی‌زاده - دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده و در شبکه‌های اجتماعی، این عدد خیلی زود از یک شاخص اقتصادی به نشانه‌ای از نگرانی تبدیل شد؛ نگرانی درباره قیمت غذا، هزینه درمان، آینده فرزندان و اینکه آیا زندگی روزمره قرار است باز هم سخت‌تر شود.

در میان هزاران پست و واکنش منتشرشده در شبکه اجتماعی ایکس، چیزی بیش از خشم نسبت به افزایش قیمت ارز دیده می‌شد. بسیاری از کاربران درباره احساس بی‌اعتمادی، خستگی از وعده‌های اقتصادی و ترس از آینده نوشتند. برای آنها دلار ۲۰۰ هزار تومانی فقط درباره بازار ارز نبود؛ درباره تجربه‌ای بود که هر روز در خرید، اجاره خانه، هزینه درمان و مخارج خانواده لمس می‌کنند.

البته شبکه‌های اجتماعی نماینده کامل جامعه ایران نیستند. کاربران این شبکه، معمولاً گروهی فعال‌تر و سیاسی‌تر از کل جامعه هستند و نمی‌توان واکنش‌های آنها را به همه مردم تعمیم داد. اما این موج یک سؤال مهم ایجاد کرد: چرا یک تغییر در بازار ارز توانست چنین واکنش گسترده‌ای ایجاد کند؟

پاسخ را باید در شرایطی جست‌و‌جو کرد که جامعه پیش از رسیدن دلار به این نقطه تجربه کرده بود.

این گزارش تحلیل خود را بر اساس ارزیابی هزاران نوشته و بر اساس میزان بازدید، از حدود ۲۹ هزار تا نزدیک به ۲۹۰ هزار بازدید، و نرخ بازنشر به دست آورده است.

دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی فرود آمد که از قبل ترک خورده بود


بیشتر بخوانید:

اکنون‌زدگی ایرانیان، صلح شرافتمندانه و پیمایش تکان‌دهنده‌ای که خاتمی از آن حرف می‌زند | ۸۰ درصد خواهان تغییر وضع موجودند

کافه‌های مذهبی و جامعه دوپاره ایران | جدال دو سبک زندگی برای تصاحب فضای عمومی

چرا ثروت ایران به توسعه تبدیل نمی‌شود؟ | تناقضی بنیادین و مهلک در اقتصاد کشور


دلار ۲۰۰ هزار تومانی در جامعه‌ای دیده شد که بخش بزرگی از مردم پیش‌تر با فشار اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

بر اساس پیمایش سراسری «آنچه ایران می‌خواهد» که علی ربیعی  دستیار رئیس‌جمهور در امور اجتماعی در گردآوری آن نقش اصلی را داشته، بیش از ۸۱ درصد مردم گفته‌اند در تأمین مواد غذایی با درجاتی از مشکل مواجه هستند. حدود سه‌چهارم جامعه نیز اعلام کرده‌اند برای پرداخت هزینه‌های درمانی با مشکل روبه‌رو هستند.

در همین پیمایش، ۵۴ درصد پاسخ‌گویان گفته‌اند درآمدشان هزینه‌های جاری زندگی را پوشش نمی‌دهد. ۳۷.۵ درصد گفته‌اند هزینه‌ها را تأمین می‌کنند، اما امکان پس‌انداز ندارند و تنها ۷.۸ درصد اعلام کرده‌اند هم هزینه‌های زندگی را پوشش می‌دهند و هم امکان پس‌انداز دارند.

این هم‌پوشانی اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد روایت غالب در نمونه توییتری درباره دلار، صرفاً یک واکنش لحظه‌ای به قیمت ارز نیست؛ بلکه با ادراکی گسترده‌تر درباره وضعیت اقتصادی و کیفیت مدیریت آن پیوند خورده است.

مردم مشکل اقتصاد را فقط گردن تحریم نمی‌اندازند

یکی از مهم‌ترین بخش‌های پیمایش ربیعی، نگاه مردم به علت مشکلات اقتصادی است.

وقتی از پاسخ‌گویان درباره عوامل اصلی مشکلات اقتصادی پرسیده شده، ۴۶.۹ درصد «ناکارآمدی مسئولان»، ۲۶.۳ درصد «فساد» و ۲۰.۷ درصد «تحریم‌های خارجی» را عامل اصلی دانسته‌اند.

تحلیل واکنش شبکه‌های اجتماعی به افزایش قیمت دلار با نتایج این پیمایش هم خوانی دارد. در نمونه‌های بررسی‌شده، دست‌کم پنج روایت اصلی درباره جهش دلار قابل تشخیص است.

فرود دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی که از قبل ترک خورده است

روایت نخست، نقد کارآمدی اقتصادی و مدیریتی است که با بیش از ۴۰ درصد، بزرگ‌ترین بخش نمونه را تشکیل می‌دهد. محور اصلی این روایت، نسبت دادن بحران به سیاست‌های اقتصادی، عملکرد دولت و ناتوانی در کنترل بازار است.

روایت دوم، روایت سلطنت‌طلبانه است که حدود ۲۵ درصد نمونه را دربرمی‌گیرد. این جریان افزایش نرخ ارز را به مسئله‌ای سیاسی‌تر تبدیل می‌کند و با مقایسه وضعیت امروز با دوره پهلوی، آن را نشانه‌ای از بحران ساختاری جمهوری اسلامی می‌داند. با این حال، اهمیت این روایت در نمونه بیشتر از آنکه به معنای نمایندگی آن از کل جامعه باشد، به دلیل نحوه تولید و بازنشر محتوا در توییتر است. گزارش اصلی نیز تصریح می‌کند که این نمونه آماری از کل جامعه نیست و بیشتر بازتاب فضای گفتمانی شبکه اجتماعی در یک مقطع خاص است.

روایت سوم، فنی و بازارمحور است که حدود ۱۰ درصد محتوا را شامل می‌شود و بیشتر به قیمت طلا و ارز، بازار‌های مالی و تحلیل روند‌های اقتصادی می‌پردازد.

روایت چهارم، خبری و رسانه‌ای است که حدود ۱۰ درصد محتوا را دربرمی‌گیرد و بیشتر به نقل اظهارنظر مسئولان، اخبار بازار و تحولات سیاسی و اقتصادی می‌پردازد.

در نهایت، حدود ۵ درصد محتوا در دسته حمایت از وضع موجود قرار می‌گیرد و ۱۰ درصد باقی‌مانده نیز شامل واکنش‌های عاطفی، طنز تلخ و خاطرات شخصی است.

بخش پایانی، اگرچه مستقیماً سیاسی نیست، اما سهم مهمی از فشار روانی ناشی از افزایش قیمت را منعکس می‌کند. شوخی درباره دلار ۲۰۰ هزار تومانی یا مقایسه آن با قیمت‌های سال‌های گذشته، در واقع زبان غیرمستقیم بیان فشار اقتصادی است.

مسئله اصلی فقط نارضایتی نیست

در تحلیل محتوای توییت‌ها، نقطه مشترک، احساس غم، خشم و ناامیدی است. در بیش از نیمی از نوشته‌های بررسی‌شده، نوعی نگرانی نسبت به آینده اقتصادی دیده می‌شود؛ بنابراین دلار در این فضا تنها به «امروز» مربوط نیست؛ بلکه به پیش‌بینی کاربران از فردا نیز گره خورده است.

فرود دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی که از قبل ترک خورده است

این همان زنگ خطری است که پیشتر در پیمایش «آنچه ایران می‌خواهد» علی ربیعی هم به صدا در آمده بود و حالا در فقره افزایش قیمت دلار، خودش را نمایان کرده است. در پیمایش مذکور بخشی تحت عنوان «روان اجتماعی» مورد بررسی قرار گرفته است؛ تحلیل‌ها نشان داده بیش از ۶۳ درصد مردم ایران اعلام کرده‌اند که «خشم و عصبانیت» را به میزان زیاد تجربه کرده‌اند. شاخصی که نسبت به ارزیابی‌های قبلی در آذر ۱۴۰۴، بیش از ۱۲ درصد افزایش داشته است. بیش از ۵۰ درصد مردم در این پیمایش از احساس ناامیدی و ۴۷ درصد از احساس افسردگی خبر داده‌اند.

افزایش قیمت دلار و واکنش کاربران شبکه‌های اجتماعی به این پدیده به طور کامل با نتایج پیمایش «آنچه ایران می‌خواهد» هم پوشانی دارد و این زنگ خطری برای حاکمیت است.

در این گزارش، کاهش اعتماد اجتماعی یکی از ویژگی‌های مهم وضعیت موجود معرفی شده و داده‌های پیمایش نشان می‌دهد اعتماد به دیگران در سال‌های اخیر کاهش یافته است. به همین دلیل، واکنش جامعه به سیاست‌های اقتصادی فقط تابع خود سیاست نیست؛ میزان اعتماد به وعده‌های جبرانی و توان مدیریت پیامد‌های آن نیز اهمیت دارد.

نمونه روشن آن همان مسئله نان است: با وجود پیشنهاد جبران از طریق یارانه یا کالابرگ، ۷۲ درصد پاسخ‌گویان همچنان با آزادسازی قیمت مخالفت کرده‌اند. این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از حساسیت بالای جامعه نسبت به شوک‌های قیمتی و تردید نسبت به کفایت سازوکار‌های جبرانی دانست.

تحریم؛ نه تمام ماجرا و نه بی‌اثر

یکی از نکات مهم در تحلیل واکنش‌های دلار، نسبت دادن افزایش قیمت به عوامل خارجی است. بخشی از محتوای توییتر افزایش نرخ ارز را نتیجه فشار خارجی و تحریم‌ها می‌داند، در حالی که بخش بزرگ‌تری بر ضعف مدیریت داخلی تمرکز دارد.

این همان چیزی است که در پیمایش «آنچه ایران می‌خواهد» دیده شده است؛ هرچند نتایج کمی متناقض و پیچیده است. ۶۲ درصد پاسخ‌گویان پیمایش معتقدند ادامه محاصره اقتصادی و فشار‌های آمریکا می‌تواند تأمین کالا و ثبات قیمت‌ها را مختل کند؛ از سوی دیگر، هنگامی که از علت اصلی مشکلات اقتصادی پرسیده شده، ناکارآمدی مدیریتی و فساد سهم بیشتری از تحریم‌های خارجی داشته‌اند.

فرود دلار ۲۰۰ هزار تومانی روی زمینی که از قبل ترک خورده است

شبکه اجتماعی، جامعه نیست اما...

مهم‌ترین محدودیت این تحلیل آن است که نمی‌توان توییتر فارسی را معادل افکار عمومی ایران دانست. در نمونه بررسی‌شده، روایت‌های سیاسی و احساسی حضور پررنگی دارند و برخی جریان‌ها به دلیل ساختار شبکه‌ای و سرعت بازنشر می‌توانند بیش از اندازه واقعی خود در جامعه دیده شوند.

اما کنار هم قرار دادن نتایج تحلیل شبکه‌های اجتماعی در کنار یافته‌های یک پیمایش ملی، اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل، اهمیت این موج رسانه‌ای را نباید فقط به تعداد توییت‌ها یا میزان بازدید آنها تقلیل داد. اهمیت اصلی در این است که یک شاخص اقتصادی چگونه بازتاب یک جامعه ورشکسته و اکنون زده است.

خبر های مرتبط
خبر های مرتبط
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
نظرات شما
captcha