سقوط قیمت نفت بعد از شکست ترامپ؛ ایران از پایان جنگ سود میبرد یا زیان میکند؟
رویداد۲۴| بازار جهانی انرژی در پایان هفته با یک پیام سیاسی و اقتصادی مهم مواجه شد و احتمال پایان جنگ ایران و آمریکا توانست قیمت نفت را به اندازه آغاز یک بحران نظامی جابهجا کند. بهای نفت برنت که در ماههای گذشته تحت تأثیر جنگ و نگرانی از اختلال در صادرات خلیج فارس افزایش یافته بود، حالا در مسیر ثبت یکی از سنگینترین افتهای هفتگی خود از زمان همهگیری کرونا قرار گرفته است.
نفت برنت در معاملات صبح امروز به ۹۷ دلار و ۵۵ سنت در هر بشکه رسید و نفت خام آمریکا نیز با قیمت ۸۹ دلار و ۷۹ سنت معامله شد. بر اساس این گزارش، نفت برنت در مسیر کاهش ۱۶ درصدی در طول هفته قرار داشت؛ افتی که از سال ۲۰۲۰ تاکنون سابقه نداشته است. قیمت نفت در روز چهارشنبه نیز بهتنهایی حدود ۸ درصد سقوط کرده بود.
این کاهش شدید در شرایطی اتفاق افتاده که بازار انرژی هنوز از خطرات جنگ و حملات به نفتکشها در خلیج فارس رها نشده است؛ بنابراین آنچه قیمتها را پایین کشیده، نه پایان قطعی بحران، بلکه تغییر انتظارات سرمایهگذاران درباره آینده جنگ و احتمال افزایش عرضه نفت از خاورمیانه است.
شکست ترامپ چگونه نفت را ارزان کرد؟
یکی از مهمترین عوامل سقوط قیمت نفت، نتیجه انتخابات میاندورهای آمریکا و شکست سنگین جمهوریخواهان دونالد ترامپ بود. دموکراتها با پیروزی در هر دو مجلس کنگره، موقعیت سیاسی رئیسجمهور آمریکا را تضعیف کردهاند؛ اتفاقی که به اعتقاد فعالان بازار میتواند هزینه ادامه جنگ با ایران را برای کاخ سفید افزایش دهد.
رویترز در تحلیل خود مینویسد سرمایهگذاران پس از نتایج انتخابات، احتمال کاهش تنش میان تهران و واشنگتن را بیشتر از گذشته ارزیابی کردهاند. استدلال بازار این است که شکست انتخاباتی جمهوریخواهان، فشار سیاسی بر ترامپ برای پایان دادن به جنگ را افزایش میدهد و ممکن است او را به سمت توافق با ایران سوق دهد.
گزارش آسوشیتدپرس نیز نشان میدهد جنگ ایران به یکی از موضوعات مؤثر در نارضایتی رأیدهندگان آمریکایی تبدیل شده است. بر اساس نظرسنجی این رسانه از بیش از ۱۰۰ هزار رأیدهنده، حدود شش نفر از هر ۱۰ رأیدهنده معتقد بودند تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ با ایران اشتباه بوده است. افزایش هزینه سوخت و فشار بر هزینه زندگی خانوارها نیز از جمله نگرانیهای مهم رأیدهندگان بوده است.
در همین فضا، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، جنگ ایران را یکی از دلایل شکست جمهوریخواهان دانست و ترامپ نیز پذیرفت که این جنگ بر نتیجه انتخابات تأثیر گذاشته است؛ هرچند تأکید کرد که از تصمیم خود برای جنگ پشیمان نیست.
روزنامه واشنگتنپست نیز در گزارشی دیروز نوشت نتیجه انتخابات، امیدها به تلاش دوباره برای پایان دادن به جنگ را افزایش داده و همین انتظار باعث افت شدید قیمت نفت شده است.
البته نباید کاهش قیمت نفت را به معنای تغییر قطعی سیاست خارجی آمریکا دانست. کنگره جدید از ژانویه ۲۰۲۷ کار خود را آغاز میکند و ترامپ تا آن زمان همچنان اختیارات اجرایی و نظامی قابل توجهی دارد. از سوی دیگر، آسوشیتدپرس به نقل از برخی تحلیلگران هشدار داده که شکست انتخاباتی ممکن است حتی ترامپ را برای جبران ضربه سیاسی، به تصمیمهای نظامی پرریسکتر سوق دهد.
نفت ارزان شد، اما خطر جنگ هنوز از بازار خارج نشده است
نکته قابل توجه این است که بازار نفت حتی پس از سقوط شدید قیمتها، همچنان به تحولات نظامی خلیج فارس واکنش نشان میدهد.
رویترز روز گذشته نوشته بود که قیمت نفت پس از چند روز کاهش، با افزایش بیش از دو دلاری روبهرو شد. علت این بازگشت، گزارش حملات تازه به نفتکشها و نگرانی از اختلال در جریان انتقال نفت از تنگه هرمز بود.
این رسانه به نقل از تحلیلگران بازار انرژی گزارش داد که حملات به کشتیها و نامشخص بودن سرنوشت مذاکرات تهران و واشنگتن همچنان از قیمت نفت حمایت میکند. گروه اوراسیا نیز احتمال ازسرگیری حملات آمریکا به ایران را ۶۰ درصد برآورد کرده است؛ هرچند این رقم نسبت به برآورد قبلی کاهش یافته است.
به بیان دیگر، بازار جهانی هنوز پایان جنگ را قطعی نمیداند. سرمایهگذاران از یک سو احتمال کاهش تنش را در قیمتها لحاظ میکنند و از سوی دیگر، با هر خبر درباره حمله به نفتکشها یا افزایش تنش در تنگه هرمز، دوباره نگران کمبود عرضه میشوند.
از سوی دیگر، مسئله فقط تحولات سیاسی نیست. رویترز در گزارش اقتصادی تازه خود از ظهور نشانههای مازاد عرضه در بازار جهانی نفت خبر داده است. برآورد بانک جیپی مورگان نیز نشان میدهد بازار جهانی در سپتامبر با مازاد روزانه ۱.۱ میلیون بشکه روبهرو بوده و این رقم در اکتبر به ۱.۴ میلیون بشکه رسیده است.
کاهش تقاضا در پی قیمتهای بالای انرژی، افزایش تولید کشورهای خارج از خلیج فارس و بازگشت بخشی از صادرات منطقه، از عوامل شکلگیری این مازاد عنوان شدهاند. برآورد شرکت ورتکسا نیز نشان میدهد صادرات نفت خام و میعانات گازی خلیج فارس در اکتبر به حدود ۱۴ میلیون بشکه در روز رسیده که معادل ۸۶ درصد سطح پیش از جنگ است.
این آمار نشان میدهد حتی بدون پایان کامل جنگ، بخشی از جریان عرضه نفت به بازار بازگشته و همین مسئله فشار نزولی بر قیمتها را افزایش داده است.
سهم ایران از نفت ارزان چیست؟
اما پرسش مهم برای اقتصاد ایران این است که کاهش قیمت نفت در بازار جهانی چه معنایی برای درآمدهای کشور دارد؟
در نگاه نخست، اینطور به نظر میرسد که نفت ارزانتر یعنی درآمد کمتر برای کشوری که بخش مهمی از منابع ارزی و بودجه عمومی خود را به صادرات نفت وابسته کرده است. با این حال، وضعیت ایران پیچیدهتر از این محاسبه ساده است.
ایران در شرایط عادی میتواند از افزایش قیمت جهانی نفت درآمد بیشتری کسب کند، اما در شرایط جنگ و محاصره دریایی، مسئله اصلی فقط قیمت نیست؛ امکان فروش، انتقال محمولهها، دریافت پول و دسترسی به منابع ارزی نیز اهمیت دارد.
اگر قیمت نفت در محدوده فعلی باقی بماند و محدودیتهای صادراتی ایران ادامه پیدا کند، تهران با دو فشار همزمان مواجه خواهد شد. از یک طرف امکان فروش نفت محدود است و از طرف دیگر، هر بشکه نفتی که فروخته میشود ممکن است با قیمت پایینتری به فروش برسد. ضمن آنکه نفت ایران به دلیل تحریمها و هزینههای حملونقل و واسطهگری، لزوماً با قیمت شاخص برنت معامله نمیشود.
در مقابل، اگر کاهش تنش به توافقی منجر شود که محاصره دریایی را متوقف کند و امکان صادرات نفت ایران را افزایش دهد، بالا رفتن حجم فروش میتواند بخشی از کاهش قیمت را جبران کند. با این حال، حتی در چنین شرایطی نیز بازگشت کامل درآمدهای نفتی به معنای دسترسی فوری و بدون محدودیت به منابع ارزی نخواهد بود؛ زیرا تحریمهای مالی و بانکی همچنان میتوانند مانع انتقال و استفاده از درآمدها شوند؛ بنابراین برای تهران، پایان جنگ بهتنهایی کافی نیست. رفع محدودیتهای صادراتی، امکان دریافت پول نفت و بازگشت ارتباطات عادی تجاری نیز تعیینکننده خواهد بود.
پایان جنگ برای ایران فرصت است یا دردسر تازه؟
سقوط قیمت نفت یک پیام مهم دیگر هم برای سیاستگذاران اقتصادی ایران دارد: تکیه بر افزایش قیمت جهانی نفت نمیتواند جایگزین برنامهریزی برای فروش پایدار و دسترسی واقعی به درآمدهای نفتی شود.
اگر دولت در محاسبات بودجهای خود همچنان بر قیمتهای بالای نفت حساب کند، اما امکان صادرات و وصول درآمدها با محدودیت مواجه باشد، خطر کسری بودجه بیشتر خواهد شد. در چنین شرایطی، دولت ممکن است برای جبران کمبود منابع به فروش اوراق، برداشت از منابع صندوق توسعه ملی یا روشهای تأمین مالی تورمزا متوسل شود؛ راههایی که هرکدام هزینههای اقتصادی خاص خود را دارند.
از سوی دیگر، کاهش قیمت نفت میتواند برای کشورهای واردکننده انرژی و اقتصاد جهانی خبر مثبتی باشد و بخشی از فشار هزینههای حملونقل و تولید را کاهش دهد. اما برای کشوری مانند ایران که هم صادرکننده نفت است و هم با محدودیتهای جدی در تجارت خارجی روبهروست، نتیجه به چگونگی پایان بحران بستگی دارد.
در واقع، ایران ممکن است در موقعیتی قرار بگیرد که از کاهش تنشهای نظامی سود ببرد، اما همزمان به دلیل افت قیمت جهانی نفت با درآمد کمتری مواجه شود. با این حال، تداوم جنگ و محاصره نیز به معنای ادامه محدودیت صادرات، افزایش هزینه تجارت و تشدید فشار بر اقتصاد داخلی است.
به همین دلیل، مسئله اصلی برای اقتصاد ایران انتخاب میان نفت گران و نفت ارزان نیست؛ بلکه بازگشت امکان فروش، دریافت درآمد و کاهش نااطمینانی در تجارت خارجی است. سقوط قیمت نفت در بازار جهانی شاید برای مصرفکنندگان خبر خوشی باشد، اما برای ایران بار دیگر نشان میدهد که اقتصاد وابسته به نفت، وقتی امکان فروش و دسترسی به درآمد آن را ندارد، حتی از افزایش قیمت جهانی نیز لزوماً منتفع نمیشود.